میم.سین.شین
و تو در راهی ... راهی که هر چه می گذرد کوتاه تر می شود .
این بی قوارگی دست تو نیست ... آدم است دیگر ؛ عجیب بودن می طلبد ! ابرها برای آشتی ات با زندگی کج خلقی می کنند . . . باید درمان بود نه نمک دانی سر پر . . . !! می توان با آن زبان گشود ٬ در سکوت به کلام افتاد و قصه ها سر داد پس زیباییِ لبخندت را نثار اطرافیانت کن شاید کسی در قصه اش جایی برای تو داشته باشد . . . ! . . .
خواستم چیزی بگویم از جنسٍ ناب انسانیت اما ؛
هیچ نیست جزء یک آرزو
آرزوی داشتنٍ نگاهی به وسعت دریا
بی هیچ موج و طوفان
نگاهی آبیُ ژرف
برای دنیای امروز با آدم های رنگارنگَش
چهار راه ذهنم این روزها خوب خلوت است ؛
بی هیچ بوق ممتدی
. . .
| Design By : Pichak |


